جمعه 28 دی1386
ما با هم می باشیم... پس هستیم...!
همچون انسان های خوشحال (...!) بلند شدیم تو این سرمای بورانی یخمکدون اومدیم بریم حافظیه... خوب معمولاً جمعه ها برنامه مون همین بود دیگه.... خوب معلومه که بسته بود... شب عاشوراست الانا...!
خوب الان می ریم هیئت..!
با سایه که باشیم مغزمان خل می شود.... زمان و مکان و همه چی هلاک می شود... ما خوب نمی شویم...!
داره فردا می ره خر گراز... همین جاستا....!
نوشته شده توسط asal در 7:27 PM | | لینک به این مطلب

