تبليغاتX
روزمرگی های یک آپاچی
شنبه 25 خرداد1387
SHE, is Important
 

!... She or She or the other She? Oh God I can’t decide -

 * No Difference dear friend…! The Important Matter (thank God Of Course!) is that All of Them is SHE…!

-...!

 

نوشته شده توسط asal در 4:13 PM | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 23 خرداد1387
احوالات یک دانشجوی در حال اخراج...!

 

 

"خدا خود عاشق دیوانه ایست که برای یک بوسه می میرد..."

 

 

 

Soft Ware    !!!

اون همه مطالب علمی لعنتی رو با هزار بیچارگی و خ.م. گیر بیاری و از طریق ایمیلت بالاخره بریزی تو سیستم منهدمت اونوقت... ببینی سیستم عوضیت نمی تونه PDF بنوشه...!

 ShIt

 

 

    

   ...My Brain  

تو می تونی... الان حسم خیلی نوشتنه ها... اگه ننویسم منفجر می شیا...!!!

حداقل یه کلمه بگو ادامه ش با خودم... هی پاشو...

لعنت به تو که هر وقت می خوام یه چیزی بنویسم خوابت میاد....

 

 

نوشته شده توسط asal در 11:32 PM | | لینک به این مطلب
یکشنبه 19 خرداد1387
این پست کاملاً جدی می باشد...

 

۱.

کسی اینجا پیدا می شه که بتونه فصل 5 پایان نامه بنویسه...!

لبخند نزنید... نخندید... باور کنید این یه شوخی نیست... تو عمرم اینقده جدی نبودم... لطفاً یکی پیدا شه وگرنه عسل رو که به زور برده بودن ارشد با لگد پرتش می کنن بیرون...

 

۲.

می خوای قهر کنی...؟ به درک اسفل السافلین... حالم ازت بهم می خوره... به درککککککککک....!!!!

هی با تو ام...! وایسا ببینم... S.M.S که جواب می دی که ها...؟

 

3.

می خوام مارکو پولو بشم...! همینه که هست... مثل بز راه میفتی می زنی به جاده... مثل... بز... این چند وقته کلی حال کردم آخه... جوونا رو دوس دارم... کلی خوب بود... اینبار می ریم غرب... شمال غربی... شمال... بالاخره یه قبرستونی پیدا می شه... ترانه زیر را عشق می باشیم... طرف باحال می خونه...

 

داري باز مي ري ُ جاده رو نوازش مي كني

ميري تا دوباره احساس آرامش بكني

با يه لبخند رو لباتُ

حلقه ي اشك تو چشات

با يه دنيا حرف و قصه و ترانه تو صدات

واسه رفتن هميشه دل بزرگت پر مي زد

توي روياها به بهشت پشت كوهها سر مي زد

.....

.....

اما اون شد كه مي خواستي

ديگه يك روز صبح زود

هيچي جز سفر برات تو زندگي ت مهم نبود

حالا وقت رفتنه

برو ديگه مَعطَل نكن

نيروتو ميون اين گرداب شهر هدر نكن

برو اي نااهل و ناآرام و بي پروا برو

برو اي آزاده و تنها و بي فردا برو

برو تا افسانه اي باشي براي جاده ها

برو امروز همين حالا آروم و بي صدا

 

MaD CiTy

 

نوشته شده توسط asal در 8:38 PM | | لینک به این مطلب